فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
31
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
زيبا دارند كه براى حفاظت از حرارت آفتاب روى آن سايهبانى زدهاند و در هواى بسيار گرم تابستان - كه همچون تابستان هندوستان مصادف با فصل پائيز ما نيست بلكه با شدت گرما در اروپا و بخصوص در اسپانيا همزمان است در آن آبتنى مىكنند . در فاصلهء پنجاه پائى برابر صومعهء آگوستنها صخرهاى عظيم هست كه دژ بر آن بنا شده است . نخستين قسمت اين صخره دشت يا صحراى كوچكى است كه روياروى جنوبشرقى و در برابر اسكلهء دو بندر است بخصوص بندرى كه سفير در آن پياده شده بود . در قسمت پائين اين دشت گروهان محافظى مركب از چند سرباز يا تعدادى مسيحى بومى هست كه از درگاهى كه از طريق آن بوسيلهء بيست سى پله به نخستين سنگر هلالى شكل دژ مىرسند و نيز از منافذ تيراندازى همين سنگر ، پاسدارى مىكنند . از اين نقطه ديوارى آغاز مىگردد كه در ورودى آن با پيشخوانى مستحكم شده است . پس از ورود از اين در از طريق بيش از شصت هفتاد پلهء سنگى كاملا صاف به سنگر هلالى شكل ديگر مىرسند كه همچون سنگر نخستين داراى منافذى براى تيراندازى است . و چنان كه خواهيم گفت بر سراسر دشت كه دورادور صخرهها را فرا گرفته است و نيز بر دو اسكله كه عنقريب از آنها سخن خواهيم گفت مسلط است . پس از گذشتن از سنگر دوم ، يا بعبارت بهتر دومين سنگر هلالى شكل ، به ديوار ديگرى مىرسيم كه نيز درى مخصوص به خود دارد . پس از گذشتن از اين درگاه و بالا رفتن از پلكانى بسيار بلندتر و صافتر از پلكان نخستين به درون دژ مىرسند . در مدخل دژ جز مسكن فرمانده - كه خانهاى بسيار متوسط است - و چند طاقنما براى انبار كردن مهمات ، چيز ديگرى وجود ندارد . همچنين در اين مدخل برجى بزرگ و مشرف بر صومعه و شهر هست كه دو اسكله را مىپايد و بر دروازهء طبيعى واقع بين دو صخره تا مدخل دشت عربستان تسلط دارد . چنان كه غيرممكن است كه كسى در اين نواحى پديدار گردد كه توپخانهء مجهز برج او را در ديدرس خود نداشته باشد